عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
81
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
باىّ نواحى الارض ابغى وصالكم * و انتم ملوك ما لمقصدكم نحو حال دل خود ترا نموديم و شديم * بر درد دل اندوه فزوديم و شديم ابو بكر وراق گفت : تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ اين ملك قهر نفس است ، و هواء خود زيردست خود داشتن ، همان ملك است كه سليمان پيغمبر خواست . بقول بعضى از علماء ، گويند كه : هر روز چندين گاو و گوسفند قربان ميكرد و چندين گونه الوان اطعمه در مهمان خانهء او بودى ، و خود نان جوين خوردى و مرقّع پوشيدى ، و خشوع وى به آن اندازه بود كه چهل سال بر آسمان ننگرست هيبت و اجلال خداى را راه در مسجد شدى درويشى را ديدى در جنب او نشستى و گفتى : « مسكين جالس مسكينا . » وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ آن كس كه اين سياست و پادشاهى بر نفس امّاره از وى دريغ دارند ، سلطان هوا بر وى مستولى شود ، راست حال وى چنان باشد كه رب العالمين گفت : أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ ، هَواهُ آن را كه پادشاهى ظاهر بوى دهند و آن گه اسير هوى و شهوت خويش شود ، او را از پادشاهى بحقيقت چه نصيب بود ؟ - امير المؤمنين على عليه السلام بجماعتى درويشان گذر كرد آن هيبت ديدار ايشان بر وى تافت ، گفت : « ملوك تحت الخمار » . اگر هيچكس بحقيقت درين دنيا پادشاه است ، جز اين درويشان نباشند كه هواء نفس خود زير قدم آوردند ، تا از همه فتنها بر آسودند . آن پادشاهان ظاهر كه اسير هواء خودند هر كجا پىزنند از آن جا گرد برآرند . إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً . و اين پادشاهان طريقت هر كجا گذر كنند سنگ ريز آن مرواريد